مادر یعنی...
مادر یعنی کسی که تا میفهمه دخترش درد زایمان گرفته، زندگیشو رها میکنه و میره سمت دخترش
مادر یعنی کسی که پشت در اتاق زایمان با هر جیغ دخترش، یکی از تارهای مویش سفید میشه
مادر یعنی کسی که چهل شب پابه پای دخترش شب بیداری میکشه
مادر یعنی کسی که علیرغم خستگی زیادش واسه تقویت دخترش کلی چیزهای مقوی درست میکنه
مادر یعنی کسی که همه ی کارهای نینی رو میکنه تا دخترش کم کم یاد بگیره بچه داری رو
مادر یعنی کسی که با هر صدای گریه ی نینی از خواب بیدار میشه و وقتی می بینه نینی شیر می خواد، به دخترش میگه ببخشید نمی تونم شیرش بدم وگرنه نمیذاشتم تو الان شب بیداری بکشی و خودم بیدار می موندم
مادر یعنی کسی که از ته دل خونه ی دخترش و واسه اومدن مهمون ها مرتب میکنه تا دختر تازه زایمان کردش اذیت نشه
مادر یعنی مامان خودم 


عزیزم قدر مامان جونتو خیلی بدون ...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مادر یعنی... 


